729. این دونه های دوست داشتنی :)
انگار همین دیروز بود. تمام بسته ش رو می ریختم کف دستم. اول میشمردمشون. بعد نگاه میکردم کدوم رنگ بیشتره. از همون رنگی که تعداد دونه هاش بیشتر بود شروع میکردم به بلعیدن!!! تا تعداد ِ دونه های همه ی رنگ ها به تعداد مساوی باقی میموند.
بعد خیلی فیلسوفانه، درست مثل ِ تفکر برای حل کردن ِ یه انتگرال دوگانه ی مثلثاتی سر امتحان ریاضی 2، می نشستم فکر میکردم!!
با وسواس و جدیت به این فکر میکردم کدوم رنگ رو بیشتر دوس دارم. وقتی اولویت بندی تموم میشد، از اونی که از همه کمتر دوسش داشتم شروع میکردم به مجددا بلعیدن!!
هرچی به آخرش و دونه اسمارتیزای محبوبم نزدیک تر میشدم سرعتم هم کمتر میشد.
عجب دورانی بود ...
+ انصافا دختری هست که از اسمارتیز قرمز به عنوان رژلب استفاده نکرده باشه و بعدشم از توهم زیبایی خفه نشده باشه؟!
++عادت به نوشتن ِ پست هایی مثل پست قبل ندارم. چون نه تنها حالم رو خوب نمیکنن، به شدت بهم احساس ضعف میدن. ترجیح میدم این لحظه ها رو دفــــن کنم! ولی این باعث نمیشه که به خاطر بودنتون تشکر نکنم. مرسی رفقا
اینم هدیه ی من به شما:
بعد خیلی فیلسوفانه، درست مثل ِ تفکر برای حل کردن ِ یه انتگرال دوگانه ی مثلثاتی سر امتحان ریاضی 2، می نشستم فکر میکردم!!
با وسواس و جدیت به این فکر میکردم کدوم رنگ رو بیشتر دوس دارم. وقتی اولویت بندی تموم میشد، از اونی که از همه کمتر دوسش داشتم شروع میکردم به مجددا بلعیدن!!
عجب دورانی بود ...
+ انصافا دختری هست که از اسمارتیز قرمز به عنوان رژلب استفاده نکرده باشه و بعدشم از توهم زیبایی خفه نشده باشه؟!
++عادت به نوشتن ِ پست هایی مثل پست قبل ندارم. چون نه تنها حالم رو خوب نمیکنن، به شدت بهم احساس ضعف میدن. ترجیح میدم این لحظه ها رو دفــــن کنم! ولی این باعث نمیشه که به خاطر بودنتون تشکر نکنم. مرسی رفقا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ ساعت 1:36 توسط تــیــنــا
|