1119. روی دستای خدا
احساس می کنم توی این مسیری که دارم طی می کنم خدا به شدت همراهم هست. حضورشو، نگاهشو و لبخندشو می بینم.
خودمو با سر انداختم توی جریانی که شاید به اندازه چند سال کارکرد من، پس انداز لازم داشت و در حالی این کار رو کردم که دو میلیون پس انداز داشتم! فقط دو تومن! و قسط اولم جور شد. یه تومن از یکی که با ناامیدی بهش رو انداختم، و دو تومن از فروش دو تا وسیله که حتی داشتنشون رو فراموش کرده بودم.
حالا رسیدم به فاز دوم خرج! یه خرجی دو برابر پس انداز من! در حالی که روی حقوقم حساب کرده بودم و به اندازه سه ماه حقوق از شرکت طلب دارم، به خاطر رکود بازار امکان پرداختش برای شرکت وجود نداره. یعنی حتی نمیتونم زبون بیام، چون میدونم که الان نمیتونن.
دو سه روزه مستاصل بودم و به هر راهی که میشد فکر کردم. حالا امروز الف خانوم بعد یک ماه بی خبری زنگ زده که شماره کارت بده فلانی برات پول فرستاده.
پولی که انتظارشو نداشتم. از جایی که اصصصصلا انتظارشو نداشتم و مشکلم حل شد توی این مرحله ...
خدا خیلی بزرگه
خیلی ...