322. دومین نامه سرگشاده ی کاملاً جدی به آقای علیرضا شیرازی
آقای شیرازی سلام!خوبی؟خوشی؟خانوم بچه ها خوبن؟
اِ ! هولم نکنین میگم دیگه!(آیکون آب دهن قورت دادن اونم با صدا)
آقای شیرازی!کجایی ببینی که سر چارتا اسمایلی ناقابل پری مونو کشتن!
نه خدا وکیلی بیا برو نگاه کن ببین چه بلایی سر این طفل معصوم ما آوردن!
از یه طرف اتباع بیگانه ریختن سرش و به زور میخوان مغزشو فراری بدن!از یه طرف هم این وطنی های ...(چی بگم والا!)این پرشین بلاگی ها ریختن سر بچه م که بیا بیا بیا!(حالا بماند که کجا بریم چیکار داری.اونجا تو با کی کار داری!
)
آقای شیرازی از خدا که پنهون نیست (از بندگانش هم پنهون نیست البته)از شما چه پنهون٬پا شدم رفتم وردپرس ولی با این اینترنت زاغارت وطنی اصلا راه نمیره لامصب!اون روی آدمو بالا میاره تا صفحه ش بالا بیاد!اسمایلی هم که قربونش برم هیچی!دریغ از یه
!
تنها کاری که میشه کرد اینه که مثل یه انسان متشخص متن های کاملا جدی نوشت و پیغام های جدی گرفت!
بلاگ اسپات هم که از بیخ عربه و اصلا بحثی در موردش نداریم!![]()
اون پرشین بلاگ هم یه سرکی کشیدم.اونم خیلی خشک بود و هرچی میخواستی باید سه ساعت میگشتی تا پیداش میکردی.به زبون خودمونی بخوام بگم٬بخش مدیریتش اینقدر مثل بلاگفا هلو نبود!![]()
حالا همه ی اینا رو نگفتم که به خودت بگیریا!فکر نکن خبریه!(آیکون بیشین بینیم بابا)گفتم که بدونی ما وطن فروش نیستیم.(یعنی میخواستیم بشیم اما نشد!
)
حالا که ما اینقدر به سرزمین مادری مجازی وفاداریم شما هم این چارتا اسمایلی رو مرحمت کن!
خلاصه اینکه آی شیرازی(با صدای امیر جعفری بخون بر وزن آی کاووسی):
اگر از احوالات ما خواسته باشید ملالی نیست جز غم دوری همون چارتا اسمایلی که عرض شد!
بیخ نوشت:لطفا اتباع سرزمین های مجاور به خودشون نگیرن!ما همه با هم هستیم!![]()
زیر بیخ نوشت:آقای شیرازی از اسمایلی های وارداتی استفاده نکردم تا ببینی ما چقدر در مضیقه و فشار و سختی و اینا هستیم!