و من امشب سخت با خودم درگیرم.عقلم یه چیز میگه و احساسم یه چیز دیگه...

احساسم میگه این حمایت٬این کمکا درسته.حتی برای یه لحظه اون بچه ی مظلوم و بیگناه که اونجوری داشتن به سمت آمبولانس میبردنش از جلوی چشمم دور نمیشه...دور نمیشه....

ای خدا!!!!!این جونورای انسان نما رو برای چی آفریدی؟که خون به دل ما کنن؟که فرشته های کوچولوی روی زمین رو پرپر کنن؟

به خدا الان که دارم اینا رو مینویسم اشک تو چشامه.بغض داره خفه م میکنه.آخه این انصافه...؟

بیاید یه لحظه خودمونو بزاریم جای اونا...اگه من و تو اونجا زندگی میکردیم٬چشم امیدمون به همنوعانمون نبود؟کمک نمی خواستیم؟اما........

این راهپیما*ییا و تظاهرا*تا چه فایده ای داره؟غا*صب اینجوری عقب میشینه؟یا اون بچه های بی گناه و معصوم زنده میشن؟یا فقط خودنمایی یه عده شکم سیره؟نمی دونم...

بهش میگن "حما*یت معنو*ی"!ولی آخه اونیکه وسط آتیش و خون گیر افتاده٬مگه علم غیب داره که بفهمه اینا اینجا نمایش راه انداختن؟!شایدم بهش وحی نازل میشه!

و ........."حما*یت های ما*دی"..................

مگه اون بچه ی حلبی نشین خودمون که هر شب از فرط سرما هزار بار آرزوی مرگ میکنه٬واجب تر نیست؟!مگه نمیگن "چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام است"؟!

به نظرم تمام اون راهپیماییا ٬تظاهر و خودنماییه فقط!!!!!!!!!نشستم یه سریشونو توی اخبار ساعت ۲۱ شبکه ۱ دیدم و من اون چهره های سرد و بی تفاوت اون (مثلا)سر*دم*داران حکو*متی رو فراموش نمیکنم.هیچ کدومشون متاثر نبودن حتی یه ذره!

اینم براشون یه بازیه!یه بازی سیاسی تازه!یه سرگرمی جدید!

چرا من اینطوری فکر میکنم؟و چه تفکر دردناکی.........نمیدونم

نمیتونم اون همه شعار مرده باد و زنده باد رو درک کنم...نمیتونم

و برای کمک به مردم غ*ز*ه شماره حساب اعلام کردن   اونم چند تا!

آیا توی کشور خودمون دیگه هیچ بی خانمان یا کارتن خوابی نیست؟آیا همه چیز مرتبه؟!چرا برای کمک و سروسامون دادن به اوضاع خودمون اینجوری ولوله نمیکنن؟

البته شاید هم من اشتباه میکنم و این همه مسئله و دغدغه ای که هر روز میبینم و میشنوم فقط و فقط توهمه!

من سنگ دل نیستم.من هم آدمم.حتی به خاطر نوشتن این حرفا یه لحظه از خودم بدم اومد ولی مگه ما اول در مقابل خودمون مسئول نیستیم؟!در مقابل بچه های خودمون٬در مقابل سرزمینمون٬در مقابل.......

کاش یکی بود جواب سوال هامو میداد کاش...........

اینجا ایران است!

سرزمینی با فرهنگی به قدمت بشریت..سرزمین حافظ٬سعدی٬خیام..سرزمین سنت ها..سرزمین شجاعت ها و دلاوری ها..سرزمین خون و حماسه٬عشق و رشادت..

و

اینجا ایران است!

سرزمین پستی..فحشا..تورم..بدبختی..بی اعتنایی..فقر مالی و فرهنگی..

واقعا ایران امروز ما کدومه٬سرزمین عشق و افسانه یا کنام پلنگان و شیران؟!

پ.ن:این نوشته ی عامیانه٬دل نوشته ای بیش نیست و من٬خود خوب میدانم که نه ارزش ادبی دارد نه ارزش فرهنگی و نه هیچ ارزش دیگری!پس بر من ببخشید و خرده نگیرید...