یکی از تفریحات وبلاگی ِ من اینه که برم توی آرشیو وبلاگم و مثلا امروز که 95/10/4 هست، آرشیو 94/10/4 رو بخونم. الان داشتم میدیدم سال پیش این موقع درگیر پایان نامه ی ارشد بودم و تمااااااام آرزوم این بود که پایان نامه م تموم بشه و به سرانجام برسه که رسید

حالا از الان آرزو میکنم پروژه ی بزرگ و جدیدی که شروع کردم، 96/10/4 به جای خوبی رسیده باشه. البته میدونم که اون زمان هم باز برای خودم یه دل نگرانی جدید تراشیدم و باز هم فکرم مشغوله، ولی واقعا امیدوارم این برنامه ی جدید به سرانجام برسه. امیدوارم. امیدوارم. امیدوارم و تلاش میکنم.

چقدر این رسیدن ها شیرینه. این تلاش کردن ها و نتیجه گرفتن ها. این توانستن ها ...

پ.ن: میگن آرزوهاتو یادداشت کن تا بعدها با دیدنشون بیاد بیاری اونچه که امروز جزو داراییات هست، دیروز جزو آرزوهات بوده :) حالا حکایت الان من هست

شما چی؟ یادداشت می کنید؟ چقدر از داراییای امروزتون، دیروز فقط یه آرزو بودن؟