صبح طبق روال معمول دارم حاضر میشم که بیام دفتر. دوستانی که من رو از نزدیک دیدن و میشناسن، میدونن که آرایش من همیشه کمه و بیشتر در حد پیرایشه تا آرایش!

حالا شما من رو تصور کنید در حالی که دارم یه مداد قهوه ای کمرنگ به چشمم میکشم و مامانم که یهو سر میرسه و میگه دخترم روز اول ماه رمضونه یه کم رعایت کن!!!

دو دقیقه بعد دارم لباس میپوشم و اسپری استفاده میکنم که باز همین دیالوگ!!! اسپری نزن! کم بزن! مردم روزه ن. شامه شون حساسه و جلب توجه می کنی!!چه ربطی داشت نمیدونم واقعا!

دیشب خونه عمو بزرگه بود. مانتو و شال سبز تنم بود. موقع بیرون اومدن، عمو جان ِ تازه از فرنگ برگشته میفرماین که دختر جان ماه رمضونه رعایت کن برات مشکلی پیش نیاد!!

من نمیدونم این خانواده ی من اصلا بیرون در نمیان و مدل لباس پوشیدن و آرایش مردم رو نمی بینن یا منو سرکار گذاشتن!