1022
یکی از چیزهایی که بتازگی یاد گرفتم و توی زندگی شخصیم به شدت کمکم کرده، اینه که حتی توی انتخاب لغاتم در صحبت کردن دقت کنم و دست از کنترل بیرونی بردارم.
مثلا عادت کنم به جای اینکه بگم "فلانی باید به من احترام بزاره!"، بگم "دوست دارم آدم محترمی باشم".
این که فلانی به من احترام بزاره یا نزاره، در کنترل من نیست. شاید کلا مدلش مدل احترام گذاشتن نباشه! ولی این که آدم محترمی باشم یا نباشم دست خودمه و کاملا به اعمال خودم مربوطه.
در واقع با این طرز فکر، تمرکزم رو از افراد و عوامل بیرونی برمیدارم و انرژیم رو صرف خودم می کنم. به جای اینکه حرص بخورم که چرا علیرغم تمام رفتارهای من، فلانی یا فلانی ها به من احترام نمی گذارند، می نشینم و فکر می کنم که تا حالا برای محترم بودن چیکار کردم؟ چه کارهای دیگه ای میتونم بکنم؟ کدوم رفتارها رو باید از شخصیتم حذف کنم و ...
در واقع یه تیر دو نشونه! هم دیگه حرص نمیخورم و اخمای روحم باز میشه. هم اینکه روز به روز رشد می کنم.
