1001. شیر ِ پیر ...
الهی که همیشه سفره های بالا بلند به شادی توی خونه ت بندازی. سفره ای اونقدر بزرگ و بلند که صدا از اینور به اونورش نرسه.
الهی که همیشه بچه ها، نوه ها، عروس ها و دامادها، خواهرها، برادرها، خواهرزاده ها و برادرزاده ها مثل امشب دور و برت باشن.
الهی که صدای خنده هامون توی خونه ت، سقف رو بلرزونه مثل امشب
الهی که اونقدر سیر و شاد بخندی که تمام وجود من از خنده هات پر از شوق بشه مثل امشب
الهی که سایه ت سالیان سال بالای سر هممون باشه عزیزدلم! تکیه گاهم ...
+ از در که رفتیم داخل، تقریبا کسی نیومده بود. نشسته بود روی یه کاناپه. رفتم باهاش روبوسی کردم. گفتم بابا یه لحظه بلند میشی؟ گفت واسه چی؟ گفتم میخوام دوووووووووووورت بگردم و صدای خنده هاش ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ ساعت 12:30 توسط تــیــنــا