روز اول و دوم ِ کار خیییییییییییلی خسته شدم. اونقدر که تمام وقتی رو که خونه بودم یا خوابیدم یا چرت زدم! بخصوص صبح از خواب بیدار شدن برام مرگ بود.
درس هم که اصلا نخوندم هفته ی پیش. امتحانم رو هم افتضاح دادم احتمالا ...
این هفته، تقریبا هفته ی دوم هست. میگم تقریبا چون آخرهفته ی دو هفته قبل هم دفتر بودم. کمتر خسته میشم. برنامه م روی روال افتاده. صبح ها راحت تر بیدار میشم. امروز سه تا یک ربع پیاده روی هم کردم. (صبح که میرفتم - ظهر که برمی گشتم - عصر که میرفتم) برنامه ی درسام هم با اینکه خیلی بهشون نرسیدم، اما حداقل برای امتحان میان ترم سه شنبه برنامه ریزی کردم و فقط ۳۰-۴۰ صفحه مونده که هماهنگ کردم فردا عصر دفتر نرم و به کارام برسم.
این که میگم کامل به درس ها نرسیدم، مثلا به ترجمه ی زبان نرسیدم که مهم نیست. چون جلسات اول خودمو نشون دادم و استاده من رو صدا نخواهد کرد.
القصه و خلاصه!
بابرنامه تر شدم! وقت شناس تر شدم!
میدونم که شرایطم بهتر هم خواهد شد و یک کم که بگذره با شرایط سازگارتر خواهم شد. ولی در حال حاضر دغدغه ی امتحانای میان ترم و پایان ترم رو دارم. چون حالا که بین همکلاسی ها و اساتیدم یه عنوان یه دانشجوی پویا و فعال شناخته شدم، نمیخوام نمره هام کم بشه و این موقعیت رو از دست بدم. میدونم که از پسش برمیام!!
یعنی بچه ها اونقدر من رو قبول دارن که این هفته هیشکی باور نمی کرد من درس نخوندم و "الهی به امید تو" اومدم سر جلسه!!!!
***********
صبح که گفتم با چه شرایطی سعی میکردم درس بخونم! شرایط ِ عصر هم دست کمی نداشت!
و این سختی باعث شده بود که وقتی یک ساعت پیش اومدم خونه، بدون کوچکترین مشکلی در تمرکز، توی کتاب غرق بشم و به راحتی یه فصل رو تموم کنم.
به این دقییییییییییییییقا میگن ظرفیت!
که تا در شرایط سخت قرار نگیریم، ظرفیت و توانمون بالا نخواهد رفت و قدر عافیت رو نخواهیم دونست و هرچی فکر کنیم و به زبون بیاریم که کارمون رو بلدیم و خیلی باتجربه ایم و ... لاف و گزافی بیش نیست!!
خوشحالم که زندگیم اینجوری شده. احساس مفید، فعال و زنده بودن می کنم رفقا!
+ چهارشنبه عصرها توی سرویس قسمت نوت ِ گوشیم بازه و مدام دارم از ترانه ی آهنگ های قشنگی که راننده سلکت کرده یادداشت برمیدارم. بعد میام خونه و اون تیکه ی آهنگ رو توی گوگل سرچ می کنم، اسم آهنگ رو درمیارم و دانلودش می کنم!
این آهنگ رو هم، همینجوری پیدا کردم!!
هیچ توجه کردین این راننده حرفه ای ها اکثرا چه سلکشن های قشنگی دارن؟؟ بخصوص که جوون هم باشن! خب تمام زندگیشون توی ماشین میگذره دیگه ..
الان خیلی وقته آهنگام رو یا اینجوری پیدا می کنم یا هر از گاهی که تلویزیون رو روشن می کنم از پی ام سی میشنوم و بعد دانلود میکنم. فعلا روز و شبم شده اون آهنگ بالا و آهنگ "تو یه دختر شیکی با موی مشکی" ِ آرمین"
++ واقعا شرمنده م که نمیرسم درست حسابی به وبلاگاتون سر بزنم