640

 

یه مامانم نداریم چاق باشه. رژیم داشته باشه. واسه شام غذاهای خوشمزه درست نکنه. تا ما شبا مجبور نباشیم به جای خوردن یه لیوان شیر٬ ته سفره رو دربیاریم!

 

639

 

یه خواهرم نداریم آموزشگاه داشته باشه. وقتی میخوایم ساعت کلاس زبانمون رو عوض کنیم و به دروغ میگیم جای دیگه کلاس دارم این ساعت و بهمون میگن نامه بیار، بریم خِرّشو بگیریم "یالا نامه بنویس"!

 

638

 

یه خواهرزاده/برادرزاده هم نداریم که وقتی در حین حل کردن تمرینای زبان روی کتابمون خوراکی میربزه و لک میشه، بندازیم گردنش و بگیم "زندگی ندارم من از دست این بچه!"

 

637

میدونی؟

فقط یه بچه ریاضی اصیل از اینکه شماره شناسنامه ی تو با چهار شماره ی آخر ِ تلفنش، فقط یه شماره فرق داره، به وجد میاد!

636

هرچی فکر می کنم، حکمت ِ خلقت ِ سوسک جماعت رو نمی فهمم!


635

چقدر معاشرت با آدمایی که یه چشمشون انحراف بینایی داره سخته

آدم نمیدونه موقع صحبت کردن به کدوم چشمشون باید نگاه کنه، وقتی که یکیش متمایل به چپ و یکیش متمایل به راسته

634

مهربان همیشگی!

از من دور مباش

بلا نزدیک است

و

کسی جز تو!

مانند تو!

نیست که یاری کند مرا ...

633

بعضی ها، سر تا پا، یکپارچه کثافتَن!

برای کمک و تمیز کردنشون نزدیک میشی

اما با رذالت خودشون خوشَن!

وای به اون روزی که به خودت بیای و ببینی تو رو هم سر تا پا قهوه ای کردن!

گاهی وقتا فقط باید کنار وایساد!

ندید گرفت!

تحمل کرد!

خیرخواهی رو واسه یکی که لایقش باشه ذخیره کرد!

رفیق!

632. رانندگی به سبک ایرانی!